...
ﺭﻭﺯﻯ ﺑﻪ ﻟﻘﻤﺎﻥ ﻫﻴﭻ ﻧﮕﻔﺘﻨﺪ.ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭﻯ
ﺳﺎﻛﺖ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻛﺮﺩﻧﺪ.ﺁﺧﺮ ﺧﻮﺩﺵ ﺧﺴﺘﻪ
ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:ﺍﺯ ﺑﻰ ﺍﺩﺑﺎﻥ!....![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 17:35 توسط ♥taranom♥
|