وقتی مامان نیست

خونه وقتی مامان نیست مثل کامپیوتریه که به اینترنت وصل نیست...

موافقاش بکوبید لایکووووووو

خخخخخخخخخخ

عکس های خنده دار و طنز اول هفته ! (153)

مهمون ...


فوضول ...

این چه فوضوله ...



آمپول ...

Very HappyVery HappyVery Happy

یاد ندادن ...

پسرا ...

این پسرا از اول جنسشون خراب بود


این چی میگه؟؟؟


تو روحت ...


یه کیک دست نخورده

یه سوال...

تو تبلیغات یخچال فریزر، همیشه یه کیک دست نخورده تو یخچاله!

اصلا مگه ممکنه؟؟؟

ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﯾﻦ

ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻼ‌ﺱ ﺑﺎ ﻣﯿﺰ ﻭ ﻧﯿﻤﮑﺖ ﯾﮏ ﺍﻫﻨﮕﻬﺎﯾﯽ ﻣﯿﺴﺎﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﺘﻬﻮﻭﻥ ﮐﻪ ﺳﻬﻠﻪ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺑﺘﻬﻮﻭﻧﻢ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﺭﻭ ﺑﺴﺎﺯﻩ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خواب

آیا میدانید کسانی که در روز 11 ساعت میخوابند
نسبت به کسانی که در روز 8 ساعت میخوابند 3 ساعت بیشتر خوابیده اند؟
عمه هم ندارم :))

لذت بزرگ

هیچی لذت بخش تر از این نیس که

دم صبح پاشی و بالشتو برعکس کنی و سرتو بذاری طرف خنکشو دوباره بخوابی

ریشه بعضی پسرایی که...

اگه ریشه این پسرایی رو که ابرو میگیرن و بند میندازنو خدای نکرده تا چندوقت دیگه میخوان کلیپس بزنن و بوت پاشنه دار بپوشن و بگیریم میرسیم به
اون پسرایی که وقتی ۳ سالشون بود با گریه لاک قرمز میزدن :|
۵ دیقه سووکوت لطفا :|

یه خبر مهم

عزیزان یه خبر مهم :تلویزیون یه فیلم جدید گذاشته به نام تن تاک تازه وسطش سریال نشون میده

من که به شخصه عاشقش شدم هر کی نبینه از دستش رفته از ما گفتن بود

مبانی

مبانی کامپیوتر:
آن بخش از یک سیستم را که میتوان با چکش خرد کرد، سخت افزار... و آن قسمت را که فقط میتوان به آن فحش داد، نرم افزار میگویند!! :)))

مترو میردامادم

تو مترو دختره با تلفن :من الان مترو میردامادم، تا ۵ دقیقه دیگه میرسم. یه وقت نری رضا!

پیرمرده داد زد :دروغ میگه رضا! مترو انقلابه! برو واینستا...

ﺷﺎﻧﺲ

من ﺍﺯ ﺍﻭﻧﺎﻡ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﺷﺎﻧﺲ ﺩﺭ ﺧﻮنمو ﺑﺰﻧﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﻨﺪﺯﻓﺮﯼ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻤﻪ ﻧﻤﯿﺸﻨﻮﻡ!

ارایش در ایران و اروپا

در اروپا دختر بیرون میره با کمی ارایش.. در ایران ارایش بیرون میره با کمی دختر...

گرگه با هر نقشه ای رفت در خونه شنگول و منگول

ولی نقشه هاش شکست خورد و بزغاله ها از خونه بیرون نیومدن

تا اینکه آخر رفت کابل اینترنتشونو قطع کرد

بچه پررو ...

بابا جون؟»
«جونم بابا جون؟»

«این خانمه چرا با مانتو خوابیده؟»
«خب… خب… خب حتما اینجوری راحتتره دخترم.»

«یعنی با لباس راحتی سختشه؟»
«آره دیگه، بعضیها با لباس راحتی سختشونه!»

«پس چرا اسمشو گذاشتن لباس راحتی؟»
«…….هیس بابایی، دارم فیلم میبینم.»

« باباجون، کم آوردی؟!»
«نه عزیزم، من کم بیارم؟ اصلا هر سوالی داری بپرس تا جواب بدم.»

«خب راستشو بگو چرا این خانمه با مانتو خوابیده بود؟»
«چون خانم خوبیه و حجابشو رعایت میکنه.»

«آهان، پس یعنی مامان من خانم بدیه؟»
«نه دخترم، مامان تو هم خانم خوبیه.»

«پس چرا بدون مانتو میخوابه؟»
«خب مامانت اینجوری راحتتره.»

«اون آقاهه هم چون میخواسته حجابشو رعایت کنه با کت و شلوار خوابیده بود؟»
«نه عزیزم، اون چون خسته بود با لباس خوابش برد.»

«پس چرا خانمش که خیلی هم خانم خوبیه بهش کمک نکرد لباسشو در بیاره؟!»
«چون میخواست شوهرش روی پاهای خودش بایسته.»

«واسه همینه که شما نمیتونید روی پاهای خودتون بایستید؟»
«عزیزم مگه تو فردا مدرسه نداری؟»

«داری میپیچونی؟»
«نه قربونت برم عزیزم، اما یه بچه خوب که وسط فیلم اینقدر سوال نمیپرسه؛ باشه عسل بابا؟»

«اما من هنوز قانع نشدم.»
«توی این یک مورد به مامانت رفتی؛ خب بپرس عزیزم.»

«چرا باباها توی تلویزیون همیشه روی مبل میخوابن؟»
«واسه اینکه تختخوابشون کوچیکه، دو نفری جا نمیشن.»

«خب چرا یه تخت بزرگتر نمیخرن؟»
«لابد پول ندارن دیگه.»

«پس چرا اینا دوتا ماشین دارن، ما ماشین نداریم؟»
«چون ماشین باعث آلودگی هوا میشه، ما نخریدیم عزیزم.»

«آهان، یعنی آدما نمیتونن همزمان دوتا کار خوب رو با هم انجام بدن؛ اون آقاهه و خانومه که حجابشون رو رعایت میکنن، باعث آلودگی هوا میشن، شما و مامان که باعث آلودگی هوا نمیشین حجابتون رو رعایت نمیکنین؛ درست گفتم بابایی؟»

«آره دخترم، اصلا همین چیزیه که تو میگی، حالا میشه من فیلم ببینم؟»

«باشه، ببین بابایی اما تحت تاثیر این فیلمها قرار نگیری بری ماشین بخریها، به جاش برو به مامان یاد بده حجابشو موقع خواب رعایت کنه که تو اینقدر موقع جواب دادن به سوالاتم خجالت نکشی…!

هفتم آبان

در دنیا از سه آهنگ می هراسم. یک صدای کودکی از بی مادری دوم صدای عاشقی از جدایی وسوم صدای مجرمی از بی گناهی. (هفتم آبان روز بزرگ داشت کورش کبیر)

فکرشو کرده بودین؟ ...

من موندم حضرت نوح کجا زندگی میکرده که همه نوع حیوون اونجا بوده
بابا خب مثلا پنگوئن و زرافه و خرس پاندا که تو یه اقلیم نمیگنجند.
یا اینکه سر راه رفته قطب شمال و چین؟!!
احتمالاً هماهنگ کرده مثلاً فلان ساعت سرِ کانالِ سوئز باشید ...!!
واقعنا تا حالا بهش فکر نکرده بودم


خلاقیت ...

هرکس به طریقی دل ما می شکند

.

.

.

.

شکر خدا تنوع زیاده خلاقیت به خرج میدن . . . Very Happy

وقتی یه دختر حالش خوب نیست ...

پسر : سلام عزیزم خوبی ؟

دختر : سلام . نه خوب نیستم

پسر : وای . چرا عزیزم چی شده ؟

دختر : هیچی ، ولش کن ، نمیخوام در موردش حرف بزنم

پسر : نه بگو ببینم چی شده ؟

دختر : نمیخوام بگم . گیر نده

پسر : نه عزیزم بگو ببینم چی شده ، خواهش میکنم

دختر : اَه ، چقدر گیر میدی تو ، برو گمشو بابا اصلا . اعصابمو خورد کردی

پسر : چرا قاطی میکنی خوب ؟

دختر : وقتی بهت میگم نمی خوام در موردش حرف بزنم یعنی نمیخوام ، انقدر گیر نده ، کی میخوای بفهمی

پسر : باشه :|

.

.

.چند روز بعد :

پسر : سلام عزیزم خوبی ؟

دختر : سلام ، نه خوب نیستم

پسر : چرا عزیزم جی شده ؟

دختر : هیچی ، ولش کن ، نمیخوام در موردش حرف بزنم

پسر : اوکی عزیزم .

*** بعد از چند دقیقه :

دختر : چقدر بی شعوری تو . انگار اصلا برات مهم نیست من چرا خوب نیستم . برو گمشو اصلا دیگه نمیخوام بهم اس ام اس بدی . یه ذره شعور تو وجودت نیست . از اولشم همین بودی . بای
Mad Mad Mad Mad Mad Mad


دقت کردین؟؟؟

تا حالا دقت کردين هر استادي که اول ترم نيشش تا بنا گوش بازه، آخر ترم اشک شما رو در مياره؟

مثلا من امروز وسط کنفرانس کلی در وری گفتم هیچی هم بهم نگفت اما آخر ترم قشنگ میدونه چیکار کنه !!! Mad


توالت جهنم ...

ﻣﯿﮕﻦ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻫﺎﯼ ﺟﻬﻨﻢ:

ﺗﻮﺵ ﭘﺮ ﺳﻮﺳﮏ ﺑﺎﻟﺪﺍﺭ ﮔﻨﺪﻩ ﺍﺱ...

ﻓﻘﻂ ﺷﯿﺮ ﺁﺏ ﺟﻮﺵ ﺩﺍﺭﻩ...

ﺩﻣﭙﺎﯾﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﯿﺴﻪ...

ﺷﻠﻨﮕﺸﻢ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ...

ﺗﺎﺯﻩ فرشته ﻋﺬﺍﺏ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﻭﺍﺳﺘﺎﺩﻩ ﻫﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﺯﻭﺩ ﺑﯿﺎ ﺑﯿﺮﻭﻥ!!!

حالا هی گناه کنید!! از من گفتن بود...!! Very Happy

واقعن چرا؟؟؟

یه جوری درباره دونه های انار میگن با نظم و ترتیب یکجا نشسته

انگار دونه های ذرت شلوارک پوشیدن تو کوچه فوتبال بازی میکنن !!! :|

چرا تبعیض قائل میشن آخه ؟؟؟

چرا ؟؟

نه واقعا چرا ؟؟؟ Embarassed


سوال ....؟؟؟؟

شکسپیر :من زیر نور چراغ خیابون ها درس می خوندم.

گراهام بل :من در زیر نور شمع درس می خوندم.

سوال من از این بزرگان اینه :

ببخشید ولی شما در طول روز چه غلطی می کردید!!

ﻓﻘﻂ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ میتوﻧﻪ ﺧﻮابو ﮐﺎﻣﻼ ﺍﺯ ﺳﺮﺗﻮﻥ ﺑﭙﺮﻭﻧﻪ:

" ﺧﺐ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ ﺑﻘﯿﻪ ﺩﺭﺱ ﺟﻠﺴﻪ ﺁﯾﻨﺪﻩ "