اعتراف ...
اعتراف ميكنم وقتي بچه بودم دختر خاله هام اومدن خونمون بعد ميخواستن برن
بيرون منو نبردن منم واسه تلافي تو ريميل جديدشون فلفل ريختم فرداش وقتي
خواستن برن چشم پزشكي منم بردن
خخخخخخخخ
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 17:25 توسط ♥samanta♥
|